الشيخ السبحاني

67

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

اختلاف كشيشان از يك طرف و مسلك‌هاى گوناگون مذهبى از طرف ديگر ، روز به روز از سطوت و قدرت امپراتورى روم مىكاست . گذشته از اين‌ها پيوسته سفيدپوستان و زردپوستان طرف شمال و مشرق ، در نظر داشتند كه نقاط حاصل‌خيز اروپا را به دست آورند و گه گاه در برخوردهايشان خسارت‌هاى هنگفتى به يكديگر وارد مىكردند و اين خود سبب شد كه امپراتورى روم ، دو نيمه شده و به بلوك شرقى و غربى تقسيم گرديد . تاريخ‌نويسان معتقدند : اوضاع سياسى و اجتماعى و مالى روم ، در قرن ششم بسيار آشفته بود . حتّى تفوّق روم بر ايران را گواه قدرت نظامى وى نمىدانند ، بلكه معتقدند شكست ايران ، معلول بىنظمى دستگاه حاكمهء ايران بوده است . اين دو كشور كه تاج سيادت و سياست جهان را بر سر نهاده بودند ، در عصر طلوع اسلام در هرج و مرج به سر مىبردند . بديهى است كه اين اوضاع يك آمادگى و تشنگى فوق العاده‌اى ، براى پذيرش يك آيين صحيح كه به اوضاع زندگى آن‌ها سر و سامانى مىبخشد ، ايجاد مىنمايد . بحث‌هاى موسمى در روم در برخى از كشورها جمعى بىكار و هوس‌ران ، يك سلسله مسائل پوچ و بىمعنا را به انگيزه‌هاى غير صحيح مطرح مىسازند و عمر گرانبهاى مردم را هدر مىدهند . ما براى اين مطلب ، نمونه و گواه‌هاى زيادى در بسيارى از كشورهاى مشرق زمين داريم كه فعلا مجال بحث آن نيست . اتفاقا روم آن روز بيش از همه ، گرفتار اين نوع مسائل بود ؛ مثلا امپراتوران روم و رجال سياسى ، بر اثر پيروى از برخى دستگاه‌هاى مذهبى معتقد بودند كه مسيح ، دو طبيعت و دو مشيّت دارد ، ولى برخى از مسيحيان « يعقوبى » قايل بودند كه وى فقط يك طبيعت و يك مشيّت دارد . همين مسئلهء بىاساس ، لطمهء شديدى بر استقلال و هم آهنگى روم زد و شكاف عميقى در ميان آنان ايجاد كرد به طورى كه دستگاه حاكمه مجبور بود از عقايد خود دفاع كند و براى همين جهت مخالفان را سخت تحت تعقيب قرار داد و همين فشار و انزجار روحى سبب شد كه